جز به دیدار حریمت دگرم مرهم نیست

هیچ کس غیر شما بر دل من محرم نیست

شهر جدت که مرا راه ندادند اما

بپذیرم؛ به خدا حج فقیران کم نیست





 

عجیب نیست که در سینه غصّه مهمان است

شب فراق شده؛ حرف حرف هجران است

به چشم‌هم‌زدنی این دو ماه هم رفت و

بهار گریه هم امشب رو به پایان است

به این فراق بگرییم و یا به دوری ِتو

بگو چه کار کنم درد و غم فراوان است



التماس دعای فراوان
یا علی یا رضا 
شب و روزتون قشنگ