ماه من...آبان من...جمعه من....

سلام...

صبح آخرین روز و آخرین جمعه ماه مهربان مهر را با برنامه شاد و جذاب جمعه من شروع کردیم.....

 آقای مسعود امامی خواننده ی خوب و خوش  صدای کشور هم امروز در برنامه حضور داشتند 

گفتی پاییزو دوست داری اینم پاییز
اینم  هوای از ترانه لبریز
گفتم میترسم پاییز بیاد و تو نباشی 
پاییز اینجاست و توام باهاشی





 
ماه مهر  رو عالی شروع کردیم با غزل های نابی که با صدای گرم فرزاد حسنی در ساعات اولیه از مهر ماه شنیدیم و واپسین ساعات این ماه خاطره انگیز  هم با این برنامه سپری شد....

و حالا قدم میگذاریم در خواستنی تربن ماه از پاییز دوست داشتنی من (به نظر من البته!)

برایتان آبانی سرشار از اتفاقات خوب و حس قشنگ آرزو میکنم....

ممنونم از فرزاد حسنی گرانقدر که همیشه در  دفتر روزهای زندگی ما بهترین خاطرات را برایمان به جا گذاشته

پی نوشت: در اکسیر دیشب در بخشی از برنامه دوباره به موضوع مهم و حیاتی اهدای سلولهای بنیادی پرداخته شد. و تاکیبد دکتر صابری و فرزاد حسنی بر این بود که در فضاهای مجازی اطلاع رسانی و حمایت از این امر نیک انجام گیرد.
ما در صفحه اینستاگرام  به طور جدی از این کار حمایت میکنیم و از این به بعد پست های بیشتری رو به این قضیه اختصاص میدهیم.
به #کمپین_سلولهای_بنیادی_اکسیر بپیوندید

یا علی...
شب و روزتون قشنگ...
خداحافظ همین حالا....

صفحه اینستاگرام ما

سلام....

مثل اینکه به تازگی بلاگفا دچار مشکلاتی شده .... 

شبیه اتفاقاتی که سال گذشته افتاد و مدتی دسترسی به وبلاگ ممکن نبود...

گفتم پیشاپیش اطلاع رسانی کنم اگر وبلاگ مشکل پیدا کرد  میتوانید تمامی اخبار و عکسهای فرزاد حسنی را از طریق پیج اینستاگرام ما دنبال کنید :)

 

 

از طریق  جستجوی آدرس farzadhasani_fapnage@ یا کلیک برروی لینک زیر،میتوانید صفحه‌ی مارا دنبال کنید...

https://www.instagram.com/farzadhasani_fanpage/

ضمنا پیج برای مدتی خصوصیه... درخواستهای فالو‌ی شما خیلی زود تایید خواهد شد...

تشکر میکنم از همراهی و حمایت همگی شما خصوصا همکاران و عوامل خوب و مهربان رادیو جوان که همیشه به پیج ما لطف داشتند....

با کمال میل پذیرای هر گونه انتقاد و پیشنهاد در رابطه با اداره صفحه هم هستم

یاعلی...یا حسین

شب و روزتون قشنگ...

شام غریبان سال 1438

       ما تشنه عشقیم و شنیدیم که گفتند 

                                                       رفع عطش عشق فقط نام حسین است

 به رسم مألوف و معهود مسلمانی شام غریبان سالار خوبان و یاران همراهش را به شما تسلیت عرض می کنم. این شام غریبانه ایست در چه فرصتی، چه شبی...

چه فرصتی چه شبی-1

چه فرصتی چه شبی-2

چه فرصتی چه شبی-3

چه فرصتی چه شبی-4

یک نذر به نیت یک حاجت- شب اول محرم-1

یک نذر به نیت یک حاجت- شب اول محرم-2

محرم آمده....

قلبها برای آرامش

دستها برای حک کردن عشق بر روی سینه

عقل در انتظار جنون

نفس ها به شماره افتاده

آری "محرم" آمده . . .

 

سلام  و تسلیت عرض میکنم فرا رسیدن ایام سوگواری محرم را به همه شما عزیزان ...
در این شبهاکه بی شک حال و هوای دل خیلی از ما ابریست...
شبهایی  که باران چشمهایتان بند نمی آید ...
در لحظاتی که  که در میان اشکها عاجزانه التماس اجابت دعا دارید...
مارا هم در دعای خیرتان شریک بفرمایید...
آرزو میکنم دست ابا عبدالله الحسین همیشه یار و یاورتان باشد :)



پی نوشت:
تا دو هفته به احترام این ایام برنامه ی "جمعه من" پخش نخواهد شد.
و برنامه ی بعدی را 30 مهر ماه و در واپسین ساعت های آخرین روز مهر ماه خواهیم شنید...

یا علی..یا حسین ..شب و روزتون قشنگ
التماس دعا..

ادامه مطلب را مطالعه کنید.
گفتگوی روزنامه قدس با عوامل اکسیر

ادامه نوشته

پاییز دوست داشتنی من

سلام شبتون قشنگ و  مهرتان مبارک
دقایق اولیه هشتمین روز از پاییز را با اینجا شب نیست آغاز کردیم....
مانند هفته قبل برنامه روند پاییزی خود را ادامه داد...

عکسی که  استاد فریبرز گلبن اواسط برنامه در صفحه خود به اشتراک گذاشت.

به قول فرزاد حسنی:  همچنان پاییزی خواهیم ماند!پاییز مقدمه نیست!خود پاییز همان احوال خوش است!همان متن و جان اثر!

همه غزل های خزان زده ی امشب یک مفهوم داشت:
گرچه  ز محنت خوارم کردی
با غم و حسرت یارم کردی
مهر تو دارم باز ...

و آغاز این غزلهای پاییزی غزلی  از بانو سمانه   گنجی فر بود:
روبروی زبان شعله کشم در سکوتت ستاره میبافی...
وقتی این گوشها نمیشنوند آسمانت مخاطبم شده است
حس و حال عقاب زندگیم در نگاه کشنده ات مرده است...
در سکوتت خیانتی به پاست و مژه های تو عقربم میشود...

*غزل بعدی غزلی از حسین متولیان گوینده ای که بارها  از همین رادیو جوان با صدای گرمش همراه بوده ایم....
غریب مانده ای و دورم از دو چشم سیاهت
کجای این شب تاریک مانده رد نگاهت ؟
میان چشم تورا موج موج اشک گرفته
غریب من چه غریبانه میزنند به نگاهت!

و پخش ترانه ای بسیار دوست داشتنی به قلم حسین متولیان و صدای خواستنی احسان خواجه امیری..
میخوام بخونم از چشای تو نگو نمیشه
غمی که از نگاه تو میاد ترانه میشه
تو شیرینی با نمک ترین ترانه هامی
نه دیروزی نه امروزی تو فردایی همیشه...

**دو عاشقانه ی  بسیار زیبا از امیر مرزبان در ساعات اولیه هشتم مهرماه خوانده شد
سال هزار و سیصد و هرسال سال توست!
تقدیر من رقم شده در زیر فال توست!
میپرسی این غزل برای کدامین فرشته است؟؟؟؟
میخندم! آی خووب من ! این شرح حال توست!
و عاشقانه  دوم:
فهمیدم که این فلسفه ی من شکستن است
هرگز دچار منطق خوبی نبوده ام
حرفت قبول هر چه که گفتی قبول !!
آه !اما نگو که عاشق خوبی نبوده ام!


غزلی از مسلم  محبی  بعنوان آخرین غزل که به صدای محسن چاوشی پیوند خورد
توقعیست که بی شک برایت آسان نیست
مرا ببخش مگر بخشش از بزرگان نیست؟؟
مرا ببخش که فهمیدم آستان تورا
هر آنکه قدر ندانست لایق تو نیست

آیتم هفته پیش چطو بود گفتگو با آقای حیدری با تحصیلات فوق دیپلم علوم اجتماعی که در عرصه فروشندگی شیرآلات و سرامیک فعالیت دارند.
و این امری کاملا طبیعی و رایجی است  که شغل با تحصیلات هیچ گونه ارتباطی نداشته باشد!!!!
و به افتخار این گفتکو پخش آهنگ این ماهی و این کاشی!

در فرهتگ برو بچه های تهروون هنوز که هنوزه  در حرف "ر" به سر میبریم و  اصطلاحاتی مثل "رنگ و رو رفته.رنگارنگ.رو دست خوردن.به رو آوردن.رو دست کسی آمدن "و... مورد تفسیر فرزاد حسنی قرار گرفت.
یاد استاد نوذری بخیر که هیچ وقت هیچ کس رو دستشان نیامد!


در دقایق پایانی برنامه ارتباط با مازیار فکری ارشاد برقرار شد و همچنان نقد فیلم ششصد مایل محصول سال 2015 آمریکا ادامه پیدا داشت و  فیلم "زن طلایی" را برای نقد هفته بعد انتخاب کردند


پاییز دوست داشتنی من! فصل من! پاییز من! که حالا که هشت روز از آمدنش میگذره... خوشحال کننده ترین اتفاقات را برای من رقم زده! امیدوارم پاییزتان با کلی اتفاق خوب ادامه پیدا کند....
یا علی شب و روزتون قشنگ..خداحافظ همین حالا


در هفته ای که پشت  سر گذاشتیم متاسفانه خبر عزادار شدن و داغدار شدن دو تن از هنرمندان محبوب کشورمان را شنیدیم

خبر فوت مادر محترم و گرانقدر آقای علیرضا مسعودی که اکثرا ایشان را به اسم "علی مشهدی" میشناسیم



بانو لاله اسکندی روز دوشنبه به عنوان مهمان در برنام اکسیر حضور داشتند و روز سه شنبه خبر ناگهانی و ناگوار فوت  پدر محترمشان را شنیدیم....



به هر  سه عزیز هنرمند تسلیت میگم و برایشان صبر جمیل از خدا آرزو میکنم
روحشان شاد.یادشان گرامی.


 

اکسیر از نگاه من....

سلام....
دیروز  این افتخار رو داشتم که به عنوان مهمان دربرنامه جذاب اکسیر حضور داشته باشم

روز فوق العاده ای بود...
با تمام سختی هاش و طولانی بودنش....
فرزاد حسنی پس از ورود به استودیو با تمامی تماشاچیان سلام و احوالپرسی کرد و به همه خوش آمد گفت :)




آقای حسنی و ضحا خانم مهمان کوچک اکسیر

فرزاد حسنی در گفتگو با پرستو صالحی که به عنوان مهمان اکسیر در برنامه حضور داشت گفت:
دوست دارم  خودم در فضای مجازی نباشم و فن پیجهایم فعالیت کنند .

گپ کوتاهی با ایشون داشتم  و باز هم من را شرمنده خوبی هایشان کردند و از گفتگو با ایشان لذت بردم...

تشکر میکنم از فرزاد حسنی دوست داشتنی  بابت برخورد بی نظیرشون و با وجود اون همه خستگی  انقدر مهربان بودند...
خسته نباشید فرزاد حسنی همیشه مهربان!

 

ما یک ساعت و نیم برنامه را میبینیم... گروهی لذت میبریم و گاهی بعضی ها هم به نامنصافانه ترین شکل ممکن انتقاد میکنند...
دیروز با تمام وجود درک کردم که پشت یک ساعت و نیم برنامه قریب به ده ساعت سختی و خستگی وجود دارد....
بودم و همه سختی های کار را دیدم....
کمی منصفانه تر نقد کنیم :)

ممنونم از تیم محترم و خستگی ناپذیر اکسیر  و سپاس فراوان از فرزاد حسنی عزیز بابت لطف همیشگیشون به من و وبلاگمون
برایتان بهترین هارا از خدا آرزو دارم

اینجا پاییز است...

زرد است که لبریز به حقایق شده است...
تلخ است که با مرگ موافق شده است...
عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی....
پاییز بهاریست که عاشق شده  است...

و چقدر زیبا... خواستنی ترین فصل سال آغاز شد و شروع سرمای فصل به صدای گرم فرزاد حسنی گره خورد!

فرزاد حسنی اولین روز از  پاییز دوست داشتنی من را با یاد کردن از شهدای گرانقدر هشت سال دفاع مقدس شروع کرد....

در ادامه از تمام کسانی که در فضای مجازی صفحاتی دارند در خواست کرد بخش های خواندنی و خوب  از کتابهایی که در راستای دفاع مقدس و شهدای گرانقدر منتشر شده را در صفحات پر بازدید خود به اشتراک بگذارند ....

*عاشقانه های پاییزی امشب با غزلی از علیرضا بدیع آغاز شد
پاییز میرسد که مرا مبتلا کند...
با رنگهای تازه مرا آشنا کند...
پاییز میرسد که همانند سال پیش 
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند....
او میرسد که باز هم عاشق کند مرا...
او قول داده که به قولش عمل کند...

**غزل بعدی از امید صباغ نو **
گفتی بخند مرد که گریه نمیکند
خندیده ام به ریش خودم اما  چه فایده؟
در یک اتاق خیس سه در سه بدون تو....
با خاطرات یخ زده ی ما ...چه فایده؟؟؟


عاشقانه ی سوم غزلی بود از  بانو فریبا عباسی 
 یادت که هست پای قراری که هیچ وقت...
میخواستم برای تو مریم بیاورم....
حتی قرار بود من ابر باشم و....
باران عاشقانه ی نم نم بیاورم....

*در مغازله های پاییزی امشب فرزاد حسنی نتوانست از غزلهای علیرضا قزوه غافل شود:
ای نگاهت از شب باغ نظر شیراز تر 
دیگران نازند و تو از نازنینان ناز تر 
چنگ بردار و شب مارا چراغان کن که نیست 
چنگی از تو چنگ تر یا سازی از تو سازتر 

و غزلی از قیصر امین پور  تقدیم به کسانی که معنی زخم رو با لبخند بیشتر میفهم اندبعنوان آخرین غزل امشب

گر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ما آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان گردنیم
اگرخنجر دوستان گرده ایم
گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم

در آیتم شیرین هفته پیش چطو بود گفتگوی شیرین تلفنی با آقای هوشیار شیرینی فروش محترم !

فرهنگ برو بچه های پاییز به قلم استاد فقید استاد مرتضی احمدی  با حرف "ر" ادامه داشت و البته با واژه ی سوزاننده ی "رفوزه" هم آغاز شد 

یادمان باشد که رک بودن با رکیک بودن فرق دارد!

*خواجه عبدالله انصاری: 
اگر به هواپری مگسی باشی...
اگر به روی آب روی خسی باشی...
دل به دست آر تا کسی باشی....

تشکر میکنیم از فرزاد حسنی عزیز و تیم محبوب اینجا شب نیست که اولین روز از پاییز را انقدر خوب و به یادماندنی برایمان رقم زدند....
این شب .این برنامه و این غزلها هیچ گاه از ذهنمان  پاک نخواهد شد 

دوستون دارم و این یه تعارف نیست همه زندگیمه!
یا علی...شب و روزتون قشنگ....
خداحافظ همین حالا.... 
اینجا شب نیست-1 مهر-1

اینجا شب نیست-1 مهر-2

اینجا شب نیست-1 مهر-3