اینجا شب نیست تابستانی
قبل از شروع برنامه:
خرداد ماه رو به دلیل درگیری با امتحانات دانشگاه نشد زیاد اینجا باشم و براتون بنویسم.
و پستهای مربوط به شبهای گرانقدر قدر رو که به گفته فرزاد حسنی و چیزی که خودمون دیدیم و شنیدیم با اقبال بسیاری رو به رو شد . رو وجیهه عزیزم زحمت کشید و به موقع دانلود ها و عکس ها رو براتون گذاشت...
اما...
اولین روز از تیرماه که مصادف شد با واپسین پنجشنبه ماه مبارک رمضان رو به بهترین شکل ممکن شروع کردیم... اتفاق خوب آنجاست که انوار این ماه بر تاستان گرم هم میتابد.. قدر بدانیم این روزهای باقیمانده را...
اما بشنویم صحبتهای فرزاد حسنی رو قبل از غزل خوانی:
قبل از برنامه. اهالی رسانه میهمان آقای علی عسگری ریاست محترم سازمان جمهوری اسلامی بودند
فرزاد حسنی از دیدار خودبعد از مدتها با اهالی رسانه صحبت کرد: از زبان خودشان مینویسم:)
"با مهران مدیری عکس هم گرفتیم که دیگه نگن فرزاد با مهران سر انتقادای چند سال پیش نسبت به اجرای مهران قهره
(این هم عکسش که به دست ما رسید)
رامبد جوان بود و سوال همیشگیش که چرا نمیای خندوانه و ماهم گفتیم چشم به زودی میایم
نیما کرمی هم با خانومش رسوندم سر برنامه دعوت :|
و غزل هایی براتون انتخاب کرده بودم که تمام این اتفاقات مدار حال من رو تغییر داد و باعث شد امشب از فاضل نظری براتون بخونم..."
و رفتیم و دقایق ابتدایی تابستان رو غرق عاشقانه های فاضل نظری با صدای گرفته (ناشی از سرماخوردگی)اما همیشه سرشار از آرامش فرزاد حسنی شدیم:
*پیشکش ما به چشم یار نیامد
خواستمش جان کنم نثار نیامد
هر چه پریدند پلک های تمنا
مژده پایان انتظار نیامد
جام شرابی که طعم بوسه به لب داشت
پیر شدیم و شبی به کار نیامد
*بیگانه ماندی و نشدی آشنا توهم
بیچاره من!اگر نشناسی مراتوهم
دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود
آخر شدی شهید در این بلا توهم
آیینه ای مکدرم از دست روزگار
آهی بکش به یاد من ای بی وفا توهم
چندیست از تو غافلم ای زندگی ببخش
چنگی نمیزنی به دل این روزها توهم
ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای
چون دیگران بخند به غمهای ما توهم
تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا توهم
*بر زمین افتاد شمشیرت ولی چون جنگ بود
بر تو میشد زخم ها زد بر من اما ننگ بود
یا خودم گفتم بگیرم دست یا جان تورا
اختلاف حرف دل با عقل صد فرسنگ بود
اگرچه دستت را گرفتم بازهم قانع نشد
تا نبخشیدم تورا دل همچنان دلتنگ بود
چون در آغوشت گرفتم خنجرت معلوم کرد
به زمین افتادن شمشیر خود نیرنگ بود
من پشیمان نیستم اما نمیدانم هنوز
دل چرا در بازی نیرنگها یکرنگ بود
در دلم آیینه ای دارم که میکوید به آه
در جهان سنگدل ها کاش میشد سنگ بود
و تعداد دیگری که غزل که از نوشتنش صرف نظر میکنم
گفتگو با جناب آقای گودرزی پیرامون مشکلات نوجوانان و فضای مجازی هم شنیدنی بود...
در گفتگو با مازیار فکری ارشاد هم برای نیمه شب فیلم ویژه نیمه شب مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت 
و فرهنگ برو بچه های تهرون هم با حرف "ز" به عنوان آیتم آخر برنامه پخش شد...
این عکس رو هم بعد از برنامه استاد گلبن گرانقدر لطف کردند .

پی نوشت:
جمعه به دلیل ویژه برنامه های روز قدس جمعه من پخش نخواهد شد اما در تعطیلات عید فطر با ویژه برنامه های عید من شنونده رادیو جوان خواهیم بود
ساعت و تاریخ برنامه هارو از طریق اینستاگرام ما پیگیری کنید
@farzadhasani_fanpage
یا علی ... شب و روزتون قشنگ..التماس دعا...خداحافظ همین حالا...
فرزاد حسنی گوینده و مجری رادیو و تلویزیون، وی در چندین مجموعه تلویزیونی و فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته است.او شاعر و ترانه سرا نیز هست. در تاریخ 21 شهریور1356 در تهران بدنیا آمده و مدرک تحصیلی اش کارشناسی مکانیک از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی است.